تبليغاتX
در حسرت دیدار تو آوارترینم ...

 

صدا

 

در آنجا ،بر فراز قله كوه

دو پايم خسته از رنج دويدن

به خود گفتم كه در اين اوج ديگر

صدايم را خدا خواهد شنيدن

 

به سوي ابرهاي تيره پر زد

نگاه روشن اميدوارم

ز دل فرياد كردم:كاي خداوند

من او را دوست دارم،دوست دارم

 

صدايم رفت تا اعماق ظلمت

بهم زد خواب شوم اختران را

غبار آلوده و بيتاب كوبيد

در زرين قصر آسمان را

 

ملايك با هزاران دست كوچك

كلون سخت سنگين را كشيدند

ز توفان صداي بي شكيبم

به خود لرزيده،در ابري خزيدند

 

ستونها همچو ماران پيچ در پيچ

درختان در مه سبزي شناور

صدليم پيكرش را شستشو داد

ز خاك ره،درون حوض كوثر

 

خدا در خواب رويا بار خود بود

به زير پلكها،پنهان نگاهش

صدايم رفت و با اندوه ناليد

ميان پرده هاي خوابگاهش

 

ولي آن پلكهاي نقره آلود

دريغا تا سحرگه بسته بودند

سبك چون گوش ماهيهاي ساحل

به روي ديده اش بنشسته بودند

 

صدا،صد بار نوميدانه برخاست

كه عاصي گردد و بر وي بتازد

صدا مي خواست تا با پنجه خشم

حرير خواب او را پاره سازد

 

صدا فرياد مي زد از سر درد:

بهم كي ريزد اين خواب طلايي؟

من اينجا تشنه يك جرعه مهر

تو آنجا خفته بر تخت خدايي!!

 

مگر چندان تواند اوج گيرد

صدايي دردمند و محنت آلود؟

چو صبح تازه از ره باز آمد

صدايم از صدا ديگر تهي بود

 

ولي اينجا به سوي آسمانهاست

هنوز اين ديده اميدوارم

خدايا اين صدا را مي شناسي؟

من او را دوست دارم،دوست دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط محمد | 

حیوان روز تولد؟!؟

  یه نگاه به شناسنامتون بندازید،تاریخ تولدتون تو کدوم یکی از این 8 ردیف قرار گرفته؟

 

  سگ : 11 تا 19 دی---12 تا 14 فروردین---25 تا 30 خرداد---19 تا 24 تیر---6 تا 8 مهر---10 تا 25 آذر

  مـوش : 20 دی تا 4 بهمن---25 اسفند تا 3 فروردین---26 فروردین تا 6 اردیبهشت---11 تا 13 خرداد---10 تا 18 تیر---25 مرداد تا 3 شهریور

  شیــــر: 5 تا 11 بهمن---22 تا 24 اسفند---1 تا 10 خرداد---10 تا 25 آبان

  گربـه : 12 تا 16 بهمن---4 تا 11 فروردین---4 تا 9 تیر---5 تا 9 مرداد---24 شهریورتا 5 مهر---26 آبان تا 9 آذر

  کبوتـر: 17 تا 25 بهمن---24 تا 31 اردیبهشت---25 تیرتا 4 مرداد---10 تا 23 شهریور---5 تا 10 دی

  لاک پشت : 26 بهمن تا 2 اسفند---7 تا 10 اردیبهشت---14 تا 24 خرداد---4 تا 9 شهریور---24 مهر تا 5 آبان

  پلنگ : 3 تا 9 اسفند---15 تا 25 فروردین---6 تا 9 آبان

  میمون : 10 تا 21 اسفند---11 تا 23 اردیبهشت---31 خرداد تا 3 تیر---10 تا 24 مرداد---9 تا 23 مهر---26 آذر تا 4 دی --- 10 تا 14خرداد  

سگ: وفاداروخواستنی.

هرگزنمی توان دروفاداریتان شک کرد.درکارتان صداقت وخلوص نیت به چشم می خورد.بسیارساده دل وبی شیله پیله.اهل جروبحث کردن نیستید.متواضع،خاکی وواقع بین.به همین دلیل است که دوستانتان دل بسته ی شما می شوند.درانتخاب پوشاک وسواس وسلیقه ی خاصی دارید.اگرلباسهایتان مطابق مدروزنباشد،مسلماً ناراحت می شوید.محبوب، پرطرفدار،خوش برخوردوباگذشت هستید.دوستانی بسیارخوب وقابل احترام دارید،دوستانی که هرکدام شخصیت برجسته ای ارند.  

موش:تاحدی شیطان،ناقلاوبازیگوش.

برق بازیگوشی درچشمانتان همان عاملی ست که موجب گیرایی وجذابیت بالای شمادرنزداطرافیان ودوستان می شود.بسیارشوخ طبع وبامزه.پس تعجبی نداردکه مردم خواهان همکاری شمابوده وچشم انتظارحضورتان درتمام فعالیتهای گروهی می شوند.ازسوی دیگرحساس ودل نازک هستیدکه این یکی ازنقاط ضعفتان است.مردو مجبورندهنگام حرف زدن باشما،درانخاب کلمات بسیاردقیق و سنجیده عمل کنند.خدابه دادکسی برسدکه هنگام روبروشدن باشما با کلمات بازی کند!  

شیر:درست برخلاف اسم شیر،عاشق صلح وآرامش هستید.

ترجیح می دهیدازموقعیتهایی که نیازبه جنگ وجدال درآن حس می شود،پرهیزکنید.ازبودن درهوای آزاد لذت می برید وازنشستن طولانی مدت دریک جابیزارید.رهبربه دنیا آمده ایدواین استعداد راداریدکه چگونه دیگران رابه کارکردن وادارکنید. دوست داریدکه دوستتان بدارند. هنگامی که می بینیدتوجه کسی به سوی شماجلب شده است،خودرابه تمامی وقف اومی کنید!بسیارصفت پسندیده ای است...امابه شمااخطارمی کنم:برخی میتوانندباسودجستن ازاین ویژگی اخلاقی،بیش ازحدتملق شمارا بگویند وکارشان راپیش ببرند.بنابراین مراقب باشید.  

گربه:بسیاردوست داشتنی وتحسین برانگیز.

گاهی اوقات خجالتی امازیرک وسریع الانتقال.گهگاه سکوت راترجیح می دهید.دوست داریدبه همه ی مسایل پی ببریدوازهرماجاریی سردربیاورید.درشرایط عادی خونسرد وخوددارهستید.اماوقتی پای استدلال به میان می آیدبه آتشفشانی آماده فوران شبیه می شوید.بشدت طرفدارمدهستید.ولی بطورکلی با هر تیپ آدمی نشست وبرخاست می کنید.امادوست نداریدکه باغریبه ها زیاد حرف بزنید.مردم درکنا رشما راحت هستندودرانتخاب دوستانتان دقت می کنید.  

لاک پشت:پاک سرشت ونیکوخصال.

حدیث مهربانی شماهمیشه نقل مجلس است.شمانیزدوستدار صلح وآرامش هستید.هیچ وقت دوست نداریدمقابله به مثل کنیدحتی باکسی که خلافکاراست.ازاین روهمه دو.ستتان دارند.دلتان نمی خواهدغیبت دیگران رابکنید.مردم عاشق طرزبرخوردورفتارشمابااطرافیانتان هستند.

همیشه می توانیدعشق بورزید.ازهمه بهتراینکه انتظارنداریدکسی این عشق شماراپاسخ بگوید.بسیاربلندنظرودست ودل بازهستید.اینکه به هرچیزازسمت وسوی واقعی آن نگاه می کنید،بهترین تاثیرراروی طرف مقابلتان می گذارید.  

کبوتر:شماسمبلی ازرویکردهرچه پیش آیدخوش آیدهستید.

اطرافتان هراتفاقی بیفتد،خوشایندیا ناخوشایندبه حالتان فرقی نمی کند.درحقیقت هرجامی رویدشادی رامی پراکنید.راهبری جمع دوستان همواره بعهده شماست وبه وقت نیازدرتسلی بخشیدن به افرادمهارت بالایی دارید.ازریاکاری بیزاریدوازافرادریاکاردوری می کنید،آنهاجایی درزندگیتان ندارند.درکارتان بسیارمنظم واهل حساب وکتاب هستید.بنابراین هیچ وقت باانباشتگی وبه تعویق افتادن کارمواجه نمی شوید.ولی آگاه باشید:خیلی زود دردام عشق گرفتارمی شوید.  

پلنگ:شمافردی مرموزهستید.

می توانیدبه راحتی فشارهای زندگی راتحمل کنیدودررویارویی باهرناملایمتی عنان اختیار از کف نمی دهیدوصبرپیشه می کنید.بیشتراوقات می توانیدجدی ومصمم باشیدوعاشق شایع پراکنی به همراهی دوستانتان هستید.بسیارمبادی آداب وآراسته.دلتان می خوهادهرموقعیت وهرچیزی به همان شکلی که خودتان دوست دارید،برایتان فراهم شود،که البته گاهی اوقات این کارشدنی نمیست.درنتیجه ممکن است ذربرخی روابط انسانی شکست بخورید.اماازسوی دیگردوست داریدهر زمان دیگران نیازمند حضورتان هستنددرکنارشان بوده آنهارادرحل مشکلاتشان یاری کنیدودرسختی هادوشادوش هم گام بردارید.  

میمون:بسیارکم حوصله وعصبی!!!

دلتان می خوهدهرکاری باسرعت هرچه تمام ترانجام شود.اساساًفردی بی شیله پیله بوده وعاشق این هستیدکه کانون توجه قراربگیرید.ازاین رهگذر،منحصربه فردوبی مانندهستید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط محمد | 

هفت ستاره .....

 

خواب ديدم تو آسمون پيدا شدي

رنگ مهتاب توي خواب ما شدي


بي هوا مثل شهاب تو آسمون

برق چشمات زده و رسوا شدي


هفت ستاره قرض دادم به آسمون

تا برام از تو بيارن يه نشون


نااميدم از زمين و بعد از اين

بستم اميد دلم به آسمون


يه ستاره واسه بختم که پي عشق تو رفتم

يه ستاره واسه ي دل که تو بردي . شده مشکل


يه ستاره واسه آشتي. ديگه برگرد منو کشتي

يه ستاره واسه خنده. نرخ شادي مگه چنده؟


يه ستاره پر بوسه که دلم بي تو نپوسه

يه ستاره پر اميد. واسه هر کس که تو رو ديد


يه ستاره پر رويا که قشنگ با تو دنيا

يه ستاره پر رويا که قشنگ با تو دنيا


من همه دار و ندارم پيش تو ارزونيه

تو کدوم مرام و مذهب عشق به اين گرونيه؟


هفت ستاره ي دلم تو آسمون.گروي يه عشق آسمونيه

ماه خبر آورده از اون بالاها


هفت شبانه روز که مهمونيه

آسمونم شده عاشق تو


به خيالش به همين آسونيه

نکن از خواب منو بيدار


تا به وقت خوش ديدار

تو کوچه باغهاي شمرون


زير سايه ي سپيدار..........

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط محمد | 

شعر خانه دوست سروده ( فريدون مشيري )

 

(پاسخ شعر نشاني اثر سهراب سپهري)

 Iran Eshgh Group !

 

من دلم مي‌خواهد

 

خانه‌اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش

 

دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

 

هرکسي مي‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد

 

يک سبد بوي گل سرخ

به من هديه کند

 

شرط وارد گشتن

شست و شوي دلهاست

 

شرط آن داشتن

يک دل بي‌رنگ و رياست

 

بر درش برگ گلي مي‌کوبم

روي آن با قلم سبز بهار

 

مي‌نويسم اي يار

خانه‌ي ما اينجاست

 

تا که سهراب نپرسد دگر

خانه دوست کجاست؟

 
 ************ ********* ********* ********* *****

این هم شعر نشاني از ( سهراب سپهري )

 

 


خانه دوست كجاست؟

 

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

 

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

 به تاريكي شن‌ها بخشيد

 

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

نرسيده به درخت،

 

كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه‌ي پرهاي صداقت آبي است

 

مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،

پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،

 

دو قدم مانده به گل،

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني

 

و ترا ترسي شفاف فرا مي‌گيرد

در صميمت سيال فضا، خش خشي مي‌شنوي:

 

كودكي مي‌بيني

رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه‌ي نور

 

و از او مي‌پرسي
خانه دوست كجاست؟
 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط محمد | 

(به خاطر بزرگ بودن عکسها کمی صبر کنید)

اینم ۲تا عکس از  خودم و دوست عزیزم آقا احسان 

 

(۱)

(۲)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط محمد | 

(¯`·-_• توجه!!توجه •_-·´¯)

 

یه شعر براتون می زارم.این شعر رو خودمه  .شما میتونید با گذاشتن  حرف اول هر بیت رو کنار هم اسم و فامیل منو بدونید یه معما کوچولو بیشتر نیست .میتونید حلش کنید.....

تقدیم به تو

من کیم دلداده روی توام                                        

                        عاشقم پایبند گیسوی توام

 

حرفهایم صحبت فردای ماست                                 

                        صحبت آینده دنیای ماست

 

من کیم تنها در این شهر غریب                                 

                     طعمه افسونگران پر فریب

 

در دلم غم آمده تا جا کند                                        

                       بی گمان غم آمده ماوا کند

 

صحبت من صحبت امروز نیست                             

          صحبت یک شب و یا یک روز نیست

                   

     فرصت ما چون بهاران می رود                               

                اندک اندک روزگاران می رود

 

راه ما پرپیچ و غم پر ماجراست                               

                  گر بجنبی زندگی از آن ماست

 

یار شوبا من بیا یاری بکن                                      

                   سوختم از بی کسی کاری بکن

                                 

                                                                              

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط محمد | 
 

بعدها

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد:

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبارآلود و دور

يا خزاني خالي از فرياد و شور

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد:

روزي از اين تلخ و شيرين روزها

روز پوچي همچو روزان دگر

سايه ايي ز امروزها،ديروزها

 

ديدگانم همچو دالانهاي تار

گونه هايم همچو مرمرهاي سرد

ناگهان خوابي مرا خواهد ربود

من تهي خواهم شد از فرياد درد

 

مي خزند آرام روي دفترم

دستهايم فارغ از افسون شعر

ياد مي آرم كه در دستان من

روزگاري شعله مي زد خون شعر

 

خاك مي خواند مرا هر دم به خويش

مي رسند از ره كه در خاكم نهند

آه شايد عاشقانم نيمه شب

گل بروي گور غمناكم نهند

 

بعد من ناگه به يكسو مي روند

پرده هاي تيره دنياي من

چشمهاي ناشناسي مي خزند

روي كاغذها و دفترهاي من

 

در اتاق كوچكم پا مي نهد

بعد من،با ياد من بيگانه ايي

در بر آيينه مي ماند بجاي

تار مويي،نقش دستي،شانه ايي

 

مي رهم از خويش و مي مانم ز خويش

هر چه بر جا مانده ويران ميشود

روح من چون بادبان قايقي

در افقها دور و پنهان مي شود

 

مي شتابند از پي هم بي شكيب

روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ايي

خيره مي ماند به چشم راهها

 

ليك ديگر پيكر سرد مرا

مي فشارد خاك دامنگير خاك!

بي تو،دور از ضربه هاي قلب تو

قلب من مي پوسد آنجا زير خاك

 

بعدها نام مرا باران و باد

نرم مي شويند از رخسار سنگ

گور من گمنام مي ماند به راه

فارغ از افسانه هاي نام ننگ

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط محمد | 
سلام

امروز واستون چند تا عکس عشقولانه و زیبا در

سایز بزرگ گذاشتم.امیدوارم که لذت ببرید.

 

عکسها از ایناستنبینی ضرر کردی

 

 

روی لینکها کلیک کنید و حالشو ببرید....

 

عکس 1                                        عکس 2

عکس 3                    عکس 4

عکس 5                    عکس 6

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط محمد | 

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط محمد | 
سلام

بعد از اینهمه وقت نیومدن .امدم بگم که شاید فعلا نتونم وبلاگ رو ادامه بدم؛آخه ۲۰ روز هست که بابام سکته کرده؛سمت راست بدنش از کار افتاده و حرف هم نمیزنه ازتون خواهش میکنم واسه بابام دعا کنید

ارادتمند شما محمد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط محمد | 

سلام دوستای عزیز

امروز شاید یکی از بهترین روزهای زندگی من بود

آخه امروز تو دانشگاه  واسه عمره دانشجویی قرعه کشی کردن

و اسم من برای حج عمره  بیرون اومدوایشالله که قسمت شما هم بشه

 

خیلی خوشحالم اونقدر که باید جای من باشین تا حسش کنید 

 

<<<ممنونم خدا جونم>>>

 
منزلي در دوردست
منزلي در دوردستي هست بي شک هر مسافر را
اينچنين دانسته بودم ، وين چنين دانم
ليک
اي ندانم چون و چند ! اي دور
تو بسا کاراسته باشي به اييني که دلخواه ست
دانم اين که بايدم سوي تو آمد ، ليک
کاش اين را نيز مي دانستم ، اي نشناخته منزل
که از اين بيغوله تا آنجا کدامين راه
يا کدام است آن که بيراه ست
اي برايم ، نه برايم ساخته منزل
نيز مي دانستم اين را ، کاش
که به سوي تو چها مي بايدم آورد
دانم اي دور عزيز !‌ اين نيک مي داني
من پياده ي ناتوان تو دور و ديگر وقت بيگاه ست
کاش مي دانستم اين را نيز
که براي من تو در آنجا چها داري
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
مي توانم ديد
از حريفان نازنيني که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادي به او سهمي توان بخشيد ؟
شب که مي ايد چراغي هست ؟
من نمي گويم بهاران ، شاخه اي گل در يکي گلدان
يا چو ابر اندهان باريد ، دل شد تيره و لبريز
ز آشنايي غمگسار آنجا سراغي هست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط محمد | 

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت مي گم
بي تو دارم کم ميارم
بهت نگفتم تاحالا
که بدجوري عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت مي گم

داري کجا ها مي کشي
با اين دل در به در و
قشنگ مهربون من
اينجوري از پيشم نرو

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اينکه چقد آرزومه
پيش چشات کم نيارم

دلم مي خواد باور کني
از ته دل مي خوام تو رو
وقتي مي گم بمون , بمون
وقتي مي گم نرو , نرو

بري هزار سالم بشه
چشم انتظارت مي مونم
بازم براي دل تو
ترانه هامو مي خونم
خودت مي دوني که تورو
از دل و از جون ميخوامت
ليلي عشق من شدي
من مثه مجنون مي خوامت

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت مي گم
بي تو دارم کم ميارم

بهت نگفتم تا حالا
که بد جوري عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت مي گم

دلم مي خواد باور کني
از ته دل مي خوام تو رو
وقتي مي گم بمون , بمون
وقتي مي گم نرو , نرو
                  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط محمد | 

حرفهای من

وقتی خدا بخواد یه چیزی رو از بندش بگیر هر زمان میتونه این کارو انجام بده واگه بخواد به بندش یه چیزی رو عطا کنه‌ اگه کل جهان هم مخالف باشن اونو حتماُ بهش میده و هیچکس هم نمی تونه دخالتی داشته باشه.پس آدم باید همیشه توکلش به خدا باشه

این حرفا که دارم مینویسم واسه اینه که بگم اگه اون(خدا)بخواد؛آسمون هم به زمین بیاد بازهم اون کار انجام میشه

این حرفا رو که نوشتم از ذهنیت و حرفهای دل خودمه و شاید آدمهای زیادی با این مخالف یا موافق باشن

.

.

.

.

مسخره است حرفام نه؟؟؟؟

اینم یه جور درد و دل کردن یا خالی شدن از غم و غصه است

.

.

.



(۱)
 مهم نيست فردا کجايي مهم اينه هر جا هستي دوستت دارم

مهم نسيت تا ابد با هم نباشيم مهم اينه تا ابد دوستت دارم

مهم نيست قسمت چي ميشه مهم اينه قسمت شد دوستت داشته باشم


(۲)

ميدوني فرق توبا عشق چيه؟اون كلمه است تومعني اوني

ميدوني فرق توبازندگي چيه؟اون اجباره ولي تودليل اوني

ميدوني فرق توبا گل چيه؟اون گياهه ولي توعطر اوني

ميدوني فرق توباشعر چيه؟اون نوشته است ولي توتعبير اوني


(۳)


چه زيباست:

            بخاطر تو زيستن

                                 براي تو ماندن

                                                 به پاي تو سوختن

وچه تلخ و غم انگيز است:

                     دور از تو بودن

براي تو گريستن

                                                به عشق و دنياي تو نرسيدن

.

.

.

اي کاش ميدونستي مهربونم بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چقدر بی تحمل


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط محمد | 

واست چند تا اس ام اس و مطلب گداشتم امیدوارم خوشت بیاد 

 

تقدیمبهتوکهبرایمنبهترینومهربونترینو....

واسههمیشه

 

 

 

۱)مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 
۲) اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن ... اگر کسی را دوست داری خردش نکن ... اگر دستی را گرفتی رهایش نکن ... مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند ...
 
۳)تو یک دونه ای اگه ۲ تا بودی میذاشتمت رو چشمام ... حالا که یک دونه ای میذارمت تو قلبم ...
 
 
۴)دیشب خواستم واسه ی دل خودم فال بگیرم ... وقتی فالنامه رو باز کردم ... چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت... تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست ....!!!
 
۵)بیا "قایم باشک" بازی کنیم و در پی یکدیگر بگردیم ... اگر در دلم پنهان شوی ... یافتنت برایم دشوار نیست ... ولی اگر در لاک خویش پنهان شوی ... تلاش دیگران برای یافتنت بیهوده خواهد بود ... !!!
  

۶)می تونی تصور کنی با هم لب دریا نشستیم ؟ می تونی تصور کنی که با هم به یک سفر طولانی میریم از جنگل تا دریا می تونی تصور کنی که تو یه شب بارونی شونه به شونه با هم قدم می زنیم ... اما همه ی اینا رو هم که بتونی تصور کنی ... نمی تونی تصور کنی که اشپزی با "تک ماکارون"چقدر راحته !!
 
 
۷)عشق فراموش کردنی نیست بلکه بخشیدنی است ... عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است  ... عشق دیدنی نیست بلکه احساس کردنی است ... عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست ... بلکه عشق صبر داشتن و ادامه دادن است ...
 
 
۸)به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمی مرا ندارند ... به اسمان گفتم پاکی ات را به من بده گفت چشمانش پاکی مرا ندارند ... از دریا بزرگی و ارامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه ی اقیانوس است ...و ارامشت نیز در مقابل دستان گرمت پاکی نگاهت و بزرگی و ارامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم کنم جز قلبی که به عشق تو می تپد ....
 
 
۹)بچه ها به ۵ دلیل دوست داشتنی هستند : ۱- گریه می کنند چون گریه کلید بهشته . ۲ - قهر که می کنند زود اشتی می کنند چون کینه ندارند . ۳- چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند . ۴- با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند . ۵- خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون ارزوهای دراز ندارند ...
 
 
۱۰)کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم ... کاشکی کیبوردت بودم تا همیشه زیر انگشتات بودم ...کاشکی هدفونت بودم که همیشه در گوشت بودم ...کاشکی موست بودم که همیشه تو مشتت بودم ...کاشکی پسوردت بودم که همیشه توی فکرت بودم .... !!!
 
 
۱۱)اگر دبیر ریاضی بودم ثابت می کردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد ...اگر دبیر شیمی بودم اسمت رو در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود ... اگر دبیر دینی بودم می دونستم که بعد از خدا تو رو می پرستم ... اگر دبیر جغرافی بودم می دونستم که خوش اب و هواترین منطقه اغوش گرم توست ... اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی می گفتم I LOVE YOU...
 
 
۱۲)دقت کردی همه ی چیزای خوب خانم اند : خورشید خانم .... مهتاب خانم ... پروانه خانم ... و همه ی چیزای بد آقا هستن ... !! ... اقا دزده ... اقا سگه ... اقا گرگه ... !!!
 
 
۱۳)گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ ... گفتمش دل مال تو ...تنها بخند ... خنده کرد و دل ز دستانم ربود ... تا به خود باز امدم او رفته بود ...دل ز دستش روی خاک افتاده بود ...جای پایش روی دل جا مانده بود ......... !!!
 
 
۱۴)گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند ... !!!

 

۱۵)روي يک طاقچه سنگي       ميون دو قاب رنگي بودن
 من و تو با هم داره         تصوير قشنگي عکس تو
تو قاب خاتم در                  حصار خالي از غم
 حتي در مرگ تن من             نمي گيره رنگ ماتم

 

۱۶)بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم

 

۱۷)وقتي که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نايابيست به چه کسي بايد گفت: با تو خوشبخت ترين انسانم!؟؟

 

۱۸)ميخوام به سردي شبهام بخندم... ميخوام به پوچي فردام بخندم... وقتي ميبينمت با ديگروني... تو اوج گريه هام ميخوام بخندم... ميخوام داد بزنم تنهاي تنهام... ميخوام وقتي ميگم تنهام بخندم

 

۱۹)زير پلکت سايه بانم ميدهي؟ سوختم آيا پناهم ميدهي؟ آتشي افتاده بر جان و دلم ، قطره آبي بر لبانم ميدهي؟ ميهمان جان جانان گر شوم ، ميزباني را نشانم ميدهي؟ تا بياسايم دمي در پاي عشق ، زير چترت سرپناهم ميدهي؟ اي جواب پرسش بي پاسخم ، عشق را آيا نشانم ميدهي؟ رو مگردان نازنين با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات يک بوسه گاهم ميدهي؟

 

۲۰)اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود

 
 
۲۱)زماني که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود ، به قله کوه که رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم.

  

۲۲)من آهنگ غريب روزگارم ، غمي در انتهاي سينه دارم ، تمام هستيم يک قلب پاک است ، که آن را زير پايت مي گذارم ...

  

 ۲۳)بهترين مترجم کسيست که سکوت را ترجمه کند

 

۲۴)ميدوزم

شادي را به غم

زياد را به كم

درخت را به ريشه

گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان

زمين را به كهكشان

كهنه را به نو

و

.

.

.

خودم را به تو...

  

۲۵)کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

۲۶)در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد .

 

۲۷)عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري

 
 
۲۸)اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

 

۲۹)گفت : عاشقي مرد ، بيا به يادش لحظه اي سکوت کنيم . گفتم : اگر بخواهيم براي عاشقان سکوت کنيم ، بايد عمري را ساکت باشيم ...

  

۳۰)کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

  

۳۱)براي دل افتاده يه اتفاق ساده ، به سادگي دل من دل به دل به تو داده

  

۳۲)انتظار مثل دريا مي مونه هر چقدر جلوتر ميري عميقتر ميشه

 
 
۳۳)بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمد | 

میخوام سرمو روی شونه َت بزارم (...... جونم) و زار زار گریه کنم.تو هم فقط ساکت باشی وبزاری سیر گریه کنم.بزاری اشکام بریزن و بریزین و... تا تموم شن.تا دیگه غده ی سرطانی ِ بغض ،بیخ این گلوی صاحب مرده رو ول کنه.تا غم و غصه ،دست از سرم برداره.تا خستگی  ِ روزمرگی منو رها کنه.تا زندگی سراسر تکراریم به پایان برسه و من بمیرم و رها بشم توی آسمون خدا وبخندم و بگم وشاد باشم مثه مرغای دریایی.تا برای همیشه از بودن در جایی که غم وغصه بهش راه نداره لذت ببرم.تا نبینم که با نداری وبیچارگیم ،دارم یه نفردیگه رو عذاب میدم.رها بشم.رها ...رها..

نمی دونم چی کار کنم دوست دارم بنویسم و دوست دارم ننویسم. ولی اولی خیلی منو آرامش میده پس مینویسم برات(......جونم)

 

روزای بی خاطره من یکی یکی سپری میشن.این چند وقتا اتفاقاتی میوفته که خیلی بهم میریزم.تا ۱ دقیقه دیگه هیچ چیز معلوم نیست همه دست اون بالاییس هر چی اون بخواد.زندگی خیلی سخته.نون درآوردن سخته.راضی نگه داشتن همه سخته.هرطرف رو بخوای درست کنی ،یه طرف ناراضیه.میای ابرو رو درست کنی،میزنه چشم کور میشه.گرچه اگه بخوام واقع بین باشم،باید اعتراف کنم که خدا همیشه از دربسته بامن ارتباط برقرار میکنه.خدا میگه یه قدم تو بیا طرف من،تا من ده قدم بیام طرف تو.همیشه از جایی که انتظار نداری بهت میرسه.این خیلی قشنگه. راستش من ناشکر نیستم.اما کارام تا آخر خوب پیش نمیره.شاید یکی مدام گره تو کارم میندازه.شایدم چشم می خورم.البته به این دومی اعتقاد زیادی  دارم.ولی اولی احتمالش زیادتره....

دیروز سرم خیلی درد میکرد.اما الآن دردم چیزه دیگه ایه.الآن ناراحتیم از عشقم(.......)است.اینکه عزیزه دلم ناراحته وداره غصه میخوره .اونکه هروقت خودشو خندون نشون بده،دقیقا ً دراوج ناراحتیه.منم از ناراحتیش ناراحتم.باید با دوستات باشی وباهم بگین بخندین وشاد باشی ،موافقم  و بهت توصیه میکنم این کارا رو بکن و یه مدت رو خوش بگذرون ،تا ازاین حال و هوا دربیایی.برات خوبه.درس خوندنم مختاری.میخوای بخون و موجب سربلندی من بشو.می خوای نخون وحرف منو بزاره زمین.تصمیم با خودته.

دلم میخواد زمین دهن باز کنه ومن برم توش ،تا دیگه غم وناراحتی (....) رو نبینم.تا نبینم که میگه دلش پره تا دیگه نبینم که دلش شکسته.تا دیگه نبینم که میگه انگیزه وامیدشو نداره تا ادامه بده.تا نبینم که میگه صبر نداره وتاب نمیاره.تا نبینم که گله گذاری میکنه از اوضاع و شرایط.البته این یه درد و دله.جنبه شکایت نداره.علی رغم اینکه عزیز دلم هم حق داره واگه برای من شکایت نکنه،پیش کی بره تا سفره دلش رو باز کنه. کاش زمین دهن واکنه و منو ببلعه تا همه از دست من راحت بشن... .کاش... .کاش ... .

 

به قول یارو که میگه:

قشنگیای آسمون اگر به قرص ماهشه

تموم غصه و غمش از شبای سیاهشه

منم تموم دلخوشیم به چشمون سیاهشه

تموم دلواپسی هام دیدن اشک و آهشه

 

نکنه بگی من کم تحمل شدم وزود رنج !!! که مجبور میشم بگم ،راس میگی.شاید بگی دیونه شدم و روانی و خیلی تغییر کردم ولی با خودم میگم اگه آدما از اتفاقات زندگی باخبر می شدن چی میشد؟دیگه تورو ناراحت نمیکردم

دیگه به خودم اجازه نمیدادم که بگم تو دلم چی میگذره و تو دلم دفنش میکردم و تو رو ناراحت نمیکردم کاش....کاش........

باید بسوزم و بسازم تا وقتی که از این دنیا راحت بشم......

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط محمد | 

برای اینکه بدونی چقدر از موبایلت استفاده کردی اینو ببین

 

 

یا اینکه...

از اینجا می تونی قبض موبایلت رو ببینی

 اینجا کلیک کن

**********

الان می خوام چندتا اس ام اس برات بزارم امیدوارم که خوشت بیاد

(۱)

به حساب بانکي شما میليونها بوسه عشق

 واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي

 از طريق مهر کارت برداشت نمائيد

*********

(۲)
پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسيد:

 من به او خنديدم، کمي آزرده و حيرت زده گفت : روي ديوار درختان ديدم ،

 باز هم خنديدم ، گفت مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينا ميداد؟

آنقدر خنده ورم داشت که طفلک ترسيد ، بغلش کردم و بوسيدم و گفتم :

 آن زمان که باران بي وقفه عشق ، سقف کوتاه دلت را خم کرد ،

 خواهي فهميد پنج وارونه چه معنا دارد. . .

**********

(۳)

کاش مي شد اشک را تهديد کرد                مدت لبخند را تمديد کرد

کاش مي شد در ميان لحظه ها               لحظه ي ديدار را نزديک کرد

 **********

(۴)

زندگي زيباست،نه در رويا...

                                     بوسه زيباست،نه براي هوس...

 پرنده زيباست،نه براي قفس...

                                    دوست داشتن زيباست،نه براي لمس کردن...

براي حس کردن با کسي زندگي نکن که با اون بتوني زندگي کني

با کسي زندگي کن که بدون اون نتوني زندگي کني

**********

(۵)

تا حالا كفشاتو نگاه كردي ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه كه بي هم مي ميرن

با هم خاكي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن

 كاش آدما هم 1كم از كفشاشون ياد بگيرن

**********

(۶)

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد.

 بيدار باش من با سبدي پر از بو سه مي آيم و آن را قبل از چيدن

ستاره هاي قلبت روي گونه هايت مي كارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

**********
 (۷)
 موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد

 امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره

 اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه

**********
(۸) 
خواستي قاتل بشي همه رو بكش، چون اگه يه نفرم زنده بگذاري مي آد

 و انتقام بقيه رو ازت مي گيره... اگه خواستي عاشق بشي، صبر كن

 تا خود طرف اينو بفهمه چون اگه تو بهش بگي بهت مي گه

 لوس احمق نفهم... اگه خواستي پولدار بشي حتما از راه خلاف

 وارد شو چون اينجوري هيچ چي بهت نميدن... اگه خواستي

دوست دختر پيدا كني يه كم خوشتيپ باش، يه كم خرج كن

يه كم خر شو!!! يه كم بوس كن!!!...

 و بالاخره اگه خواستي علاف بشي يه بار ديگه از اول بخون

**********

(۹)
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش

 اگه گوشات پرسيد بگو نشنيدم 

 اگه دستات لرزيد بگو مال سرماست

اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه

اما اگه دلت ريخت بهم به خودت دروغ نگو

**********

(۱۰)

براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم

 اولي كوه وفا دومي كوه صداقت سومي.......

 كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

********** 

(۱۱)

ازم پرسيدی منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟؟؟؟؟

خوب منم راستشو گفتم و گفتم زندگيمو نپرسيدی چرا!!!!!!

گريه کردی و رفتی اما نميدونستی که زندگي من تو هستی

**********

(۱۲)
يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه:

 که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم،

 بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين

**********

(۱۳)
به ترکه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . .

مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل

**********

(۱۴)
گه كسي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده

و نگاهت ميكنه بدون براش مهمي....... اگه كسي رو ديدي كه

 وقتي داري مي افتي بر مي گرده و با عجله مياد به طرفت

بدون براش عزيزي........ اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري ميخندي

 بر مي گرده و نگاهت ميكنه بدون براش قشنگي......... اگه كسي

 رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني مياد باهات اشك ميريزه

 بدون دوستت داره........ و اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري

با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه بدون عاشقته

**********
(۱۵)
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش.

 شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و

 از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن.

چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

**********

Age Ye shab ba ham Raftim Biron sardam shod !! Ye Lab . . . . . Ye Lab . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . Ye Labu Baram Mikhari ?

**********

(۱۶)

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

 وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟

وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

 چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست

**********

(۱۷)
ببين عزيز دلم پاشو............ .اگه پا نشي قهر ميکنما............ ......... ....خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي............ .......افرين عزيزم............ ....حالا که پاشدي ماچم کن بگير بخواب
 **********

(۱۸)

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب

چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش

که هميشه بالاي سرش باشي

**********

(۱۹)

 بردي دل من از تو آن ميخواهم
وز گمشده ي خويش نشان ميخواهم
سر مصرع هر بيت تو حرفي بردار
هر آنچه که شد از تو آن ميخواهم

**********
(۲۰)

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني 

چون من توي آبم... آب جواب داد

 اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

**********
خیلی دوست دارم 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط محمد | 

 

ع.ش.ق

علاقه.شدید.قلبی

 

       عشق شناسي ِ خودماني
 
 
               هيچ واژه اي برايم مقدس نيست،جز عشق و آزادي.
 
عشق يعني لبخند زدن
                                  عشق يعني غم  ِ دل به دوست گفتن!
عشق يعني درد  ِ دل كردن
                                  عشق يعني لبخند زدن براي يك دوست
عشق يعني خنديدن!
                                  عشق يعني راحت خنديدن!
عشق يعني شاد بودن
                                  عشق يعني راحت شاد شدن
عشق يعني شاد كردن ِ ديگران
                                  عشق يعني بخشش
عشق يعني لذت بردن از بخشش
                                  عشق يعني لذت بردن از زندگي
عشق يعني عيش و نوش
                                  عشق يعني گذشت
عشق يعني فراموش كردن
                                  عشق يعني ساده بودن
عشق يعني مهرباني
                                  عشق يعني برخورد دوستانه و صميمانه
عشق
يعني محبت
                                  عشق يعني زندگي را سخت نگرفتن
عشق يعني حرص نخوردن
                                  عشق يعني گاهي اشك ريختن
عشق يعني با احساس بودن
                                  عشق يعني لذت بردن از زيبايي
عشق يعني زير باران خيس شدن و لذت بردن
                                  عشق يعني راحت و آزاد بودن
عشق يعني منفعت طلب نبودن
                                  عشق يعني در حال بودن
عشق يعني برنامه ريزي نكردن!
                                  عشق يعني بي هدف بودن!
عشق يعني بهانه نگرفتن
                                  عشق يعني رك بودن
عشق يعني خود بودن
                                  عشق يعني به دروغ خود اعتراف كردن
عشق يعني خوش بودن و تلاش براي خوشي
                                  عشق يعني دوستان رو فراموش نكردن
عشق يعني از دوستي يادي كردن
                                  عشق يعني فريب ندادن
عشق يعني وابسته نبودن
                                 عشق يعني كسي نبودن و كسي بودن!
عشق يعني چيزي نبودن و چيزي بودن!
                                 عشق يعني دلداري دادن
عشق يعني بي رحم نبودن
                                 عشق يعني خودخواه نبودن
عشق يعني پرتوقع نبودن
                                 عشق يعني حق شناس بودن
عشق يعني قدرشناس بودن
                                 عشق يعني قانع بودن
عشق يعني سازش كردن
                                 عشق يعني عيب جو نبودن
عشق يعني صلح
                                 عشق يعني آرامش
عشق يعني رهايي
                                 عشق يعني آزادي
عشق يعني همه ي اين خوبي ها!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط محمد | 

سال نو مبارک

 

نو بهار است برآن کوش که خوش دل باشی   

                                      که بسی گل بدمد و تودر دل گل باشی

من نگویم با که نشین و باکه بنوش         

                                         که خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

در بهار هر ورقی دفتر حالی دگر است           

                                        حیف باشد که زحال همه غافل باشی
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط محمد | 

 

 

 

 

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                          عشق يعني ...                        شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                      وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

     اسرار     يعني

     عشق

  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط محمد | 
يا ايـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســي انـا اميـدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد . و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـي لاملال لنا سواي فراقــک , کـــه ان هم انشــــــا الله تعالي في همـــين ايام ديدارنا و مرادنا حاصلوننـا .
باري يا ايها العزيز انا فــي آتش العـشق کمثـل الماهيتابه ميـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. في کـــل شبها که انا ســرم را علي المتــــــــکا ميگذارم , اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه جاريه" علي البـــستر و آه سوزانني بســـــــــــــــوي آسـمان صعودن !
الهي انا قربـــــــــان انت بروم . انا قسم ميخورم بجانني و بجانک که في کـــل شبها ابدا" خواب فـــــــــــي چشماننا لا داخـــــلون و اغـــلب الي صبح بيــــدارون و گريـــــه زارون في هجرک .
انا قربان چــــشم و ابرويت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــير فداي بدن ابيضت بشود ! بـخدا رنگم من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گرديده .
" آه ... آه ياويلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بيادکم يوقوقو ! يعنـــي وق وق ! ميـکنم و هرچه نامه جات لعاشقانه بسوي انت ارسالون هيچ لاجـــوابون گويا انا را آدم لا حسابون !!! "
به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است قلبنا في فراقک مـــجروح و لباب قلبنا بروي انت مفتوح !
انا نميدانم که چرا از من فرارون ! در صورتي کـــــــه انا من العشـقک بيقرارون گويا لارحم في قلبک !!!
انــــــــــــــا هستم واحد جوان الباسواد و صاحب المعلومات الکثيره . بــا تــــــــــمام اين احوال حاضرم حلقه
العبوديت و الچاکري ترا في الگوشم آويزاننا!
رحـــــم .... ارحم ! يعني رحم کن نگذار من(men) جفائک خودم را با اربـــع نـخود ترياک يقتلون !!! انا ديـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـي خداوند به قدر مثقال ذره وفا في وجودک لا آفريده !!!
انــــــــــــــا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" في هر هفته واحد نامة العاشقانة بـراي انـت مينويسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا يرسون آنــقدر اشکنا مـــن الچشمنا سرازيرون تا جـــــــــــان آفرين تسليمون !!!
آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون الجوان الضعيف الخفيف الکثيف

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط محمد | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط محمد | 


شما تحت تاثير کدام رنگ هستيد؟
قبل از هر چيزي، شما به طالع و بخت و اقبال چگونه نگاه مي کنيد؟
تا همين نزديکي ها، هيچ گونه اعتقادي به طالع و تاثير هستي بر سرنوشت شخص نبودم، ولي چند مدتي که اين طالع بيني ها را خواندم و اونها را در مصداقهايي که در نظرم داشتم، لحاظ کردم، ديدم برخي نوشته هاي دقيقي هستند که بيراه نمي نويسند، لذا مصمم شدم که نکاتي که در مورد متولدين ماه هاي مختلف هست، بررسي و رعايت کنم، از اين کار تا بحال ضرر نديدم.
امروز اومدم سر ميلدوني، ديدم مقاله اي رسيده برايم با تيتر "شما تحت تاثير کدام رنگ هستيد؟" يک کم که گشتم ديدم قبلا در يک وبلاگ درج شده که اون هم از مجله نسل برتر نقل کرده ولي براي مجله فوق سايتي پيدا نکردم تا لينکش رو بگذارم. خلاصه بد نبود اين موضوع متولدين ماه ها و ارتباطشان با رنگ و شخصيتشان.


متولدين فروردين: سرخ
متولدين ارديبهشت: صورتي
متولدين خرداد: نقره اي
متولدين تير: خاکستري
متولدين مرداد: طلايي
متولدين شهريور: نارنج
متولدين مهر: آبي
متولدين آبان: سفيد
متولدين آذر: بنفش
متولدين دي: قهوه اي
متولدين بهمن: زرد
متولدين اسفند: سبز
 
 
متولدين فروردين: سرخ


رنگ سرخ سبب شده تا متولدين فروردين به دفعات عصباني شوند ولي به محض آن که شراره هاي خشم خاموش شد به سرعت تبديل به آدم هايي شاد و بانشاط مي شوند. متولدين فروردين افرادي آرمانگرا مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرايي خوششان نمي آيد. هيچ کس نمي تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولي در اين حال کمتر کسي معصوميت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه اي افراطي راجع به نتيجه نهايي هر چيز از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال? بسيار خوشبين هستند. آنها جنگجويان خوبي هستند و با مغز خود خيلي ماهرانه مي جنگند. مخالفت ديگران و موانع و مشکلات براي آنها سرگرمي و مايه نشاط است و از آن لذت مي برند. آنها هيچگاه منتظر موفقيت نمي نشينند بلکه با شتاب به سوي آن ميد روند و به همين علت کمتر به ديگران وابسته اند.

متولدين ارديبهشت: صورتي


متولدين ارديبهشت خيلي به ندرت نگران مي شود. هنگامي که کارها مطابق خواست او انجام نمي گيرد اخم مي کند اما عصباني نمي شود! خويشتن داري و صبر از صفات ذاتي رنگ دروني اوست و به مدد همين خصوصيات کارهاي خود را خيلي راحت انجام مي دهد و چيزي نمي تواند مانع او شود. وفاداري و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنين به شجاعت و دلاوري او بايد مدال طلا داد چرا که هيچکس مثل او نمي تواند اين همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولي بردباري او مثال زدني است
.


متولدين خرداد: نقره اي


رنگ دروني متولدين خرداد آنها را به افرادي دلسوز مهربان  خونگرم و صادق تبديل ساخته که حرکاتي سريع تر از بقيه ولي دلپذير دارند. متولدين خرداد از کارهاي يکنواخت و تکراري بدشان مي آيد و به همين علت کارهاي روزانه باعث مي شود که فکر کنند همچون پرنده اي در قفس اسير شده اند. اين افراد ذاتا بي قرار هستند و همواره در پي هيجان و تغيير و تنوع هستند و اگر در يک جا ثابت بمانند افسرده مي شوند. آنها با مهارت هاي ذاتي خويش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه مي اندازند که هيچ کس متوجه تغيير مسير ذهن نمي شود و اينگونه است که مي توانند به اسکيموها يخ بفروشند و به افراد بدبين رويا !


متولدين تير : خاکستري


تيرگي رنگ دروني متولد تير سبب مي شود که گاهي اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسي ساعت را پرسيديد و با اخم جواب داد يا در سر ميز غذا از کسي نمکدان خواستيد و با عصبانيت به شما پرخاش کرد احتمالا او يک متولد تير است که دوباره دچار بدخلقي شده و از زمين و زمان بيزار است. در اين حالت فکر نکنيد که از دست شما عصباني است بلکه او از دنيا نااميد شده است . اين حالت او موقتي و گذراست و فورا به همان آدم دلنشين هميشگي تبديل مي شود. متولد تير همچنين قوه تخيل پرقدرت خود را به خوبي تحت کنترل دارد و تمام حالات دروني خود و ديگران را فورا دريافت کرده و در حافظه قوي خود ثبت مي کند.


متولدين مرداد: طلايي


رنگ دروني متولدين مرداد غروري شاهانه به او بخشيده به طوري که هميشه مي تواند ميزبان باشکوهي باشد. اوبه سختي مي تواند حس برتري جويي خود بر ديگران کنترل کند و همواره رفتاري فخر فروشانه دارد او برعکس متولدين فرودين که اغلب سعي مي کند از يک چاه خشک آب بيرون بکشد انرژي خود را بيهوده تلف نمي کند و از همين رو يک سازمان دهند خوب است و به راحتي مي تواند وظايف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمايي دست مي کشد دستوراتي که صادر مي کند بسيار موثر هستند .


متولدين شهريور : نارنجي


نخستين موضوعي که در مورد متولدين شهريور جلب توجه مي کند آن است که وي طوري رفتار مي کند که انگار مسأله مهمي درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. يا گاهي اوقات احساس مبهمي به شما دست مي دهد که انگار او از چيزي نگران است. اين احتمال واقعاُ وجود دارد زيرا نگراني براي او کاملاً طبيعي است و لبخند دلپذير او هميشه مشکلات بزرگ او را مخفي مي کند. اين انسان کمال گرا را نمي توانيد در محافل اجتماعي پيدا کنيد. احتمال اينکه تا ديروقت شب در محيط کار او را بيابيد بسيار بيشتر از آن است که در ميهماني او را ببينيد!


متولدين مهر : آبي


رنگ آبي آسماني فطرتي هنري به او بخشيده که از نور و موسيقي ملايم به شدت لذت مي برد. تأثير آرامش و هماهنگي بر سلامتي متولد مهر معجزه آساست. هنگامي که در بستر بيماري مي افتد قرار گرفتن در محيط عاطفي و خواندن کتاب هاي دلپذير تأثير فوق العاده اي بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با ديگران ابتدا تاجايي که مي تواند وراجي مي کند و بعد مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل خود گوش مي دهد در دعواهاي ديگران هميشه نقش ميانجي را بر عهده مي گيرد و واضاع را آرام مي کند و صلح و صفا برقرار مي سازد
.


متولدين آبان : سفيد


چنانچه از يک متولد آبان بپرسيد که مي تواند به شما کمک کند يا نه به سادگي مي گويد: ((بله )) يا ((نه))! بنابراين اگر آدم احساس و زودرنجي هستيد از او در هيچ موردي نظر خواهي نکنيد زيرا او هر حقيقتي را رک و راست و بي رحمانه بر زبان مي راند. درپاسخ هم مي گويد که شما پرسيديد و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گويي و دروغ بافي نيست يعني منش خود را بالاتر از آن مي داند که دست به چنين کاري بزند. بنابراين اگر شما در موردي تعريف کرد يقين داشته باشيد که از صميم قلب گفته و ارزش آن را بدانيد.


متولدين آذر: بنفش


متولدين آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولي هنگامي که از صميميت فطري آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در مي روند. عصيان عليه صاحبان قدرت و قوانين و مقررات دست و پاگير در ميان متولدين آذر شايع است. او هرگز از دعوا و در گيري فرار نمي کند و از کسي کمک نمي خواهد. همچنين متولدين آذر هرگز تحمل اين را ندارد که کسي آنها را به ناذرستي و عدم صداقت متهم کند. يک اتهام غير منصفانه و بيجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند پس در نحوه بيان کلمات با متولدين آذر خوب دقت کنيد چرا که آنها اول دست به عمل مي زنند و بعد به عواقب آن مي انديشند !


متولدين دي: قهوه اي


رنگ قهوه اي عملگرايي متولد دي را نشان مي دهد. او براي حکمراني اصلاً احتياج ندارد که به خودنمايي بپردازد و ترجيح مي دهد که ديگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهي متولد دي از ياد مي برد که بلند پروازي و جاه طلبي خود را مخفي نمايد و تا موقعي که رئيس گروه نشوددست به کار نمي زند. به ياد داشته باشيد که متولد دي هميشه به گونه اي رفتار مي کند که تصور مي کنيد که مانند پر نرم و بي آزار است اما در حقيقيت مانند ميخ محکم و کوبنده است .


متولدين بهمن: زرد


متولدين بهمن ترکيبي از خونسردي عملگرايي و بي ثباتي هستند و به نظر مي رسد که با افراد همدلي دارند و فقط با چند کلمه صحبت مي توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. اين توانايي آنها احتمالاً به خاطر سيستم عصبي قوي و پرتوان آنهاست. متولدين بهمن معمولاً در انزواي خواصي فرو مي روند و مردم معمولاً به درستي آنها را درک نمي کنند زيرا به خوبي نمي توانند با دنياي خيالي و آرماني آنها ارتباط برقرار کنند. متولدين بهمن عليرغم آنکه دوستان زيادي در اطراف خود دارند ولي دوستان صميمي و نزديک چنداني ندارند .

متولدين اسفند: سبز


رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاري از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذير جذاب و در عين حال تنبل متولدين اسفند شما را تحت تأثير قرار مي دهد. او نسبت به همه قيد و بندهايي که محدود کننده هستند بي اعتناست به شرط آنکه آزادي خيال پردازي را از او نگيرند و بتواند بنا به خواست خود زندگي کند. او همچنين در مقابل توهين ها تهمت ها و نظرات ديگران نيز بي تفاوت است بنابراين خيلي به ندرت ممکن است عکس العمل شديدي از او ببينيد. البته فکر نکنيد که کلاً آدمي بي خيال است زماني که احساساتش جريحه دار شود با زيرکي خاص خود به نيش و کنايه مي پردازد و طرف مقابل را مورد ريشخند و استهزاء قرار مي دهد.
 


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط محمد | 

اگه چشمات بگن آره ...
 
  رخت هر جنگ و مي پوشم
             کوه و ميذارم رو دوشم
                     موج و از دريا ميگيرم
                             شيرهء سنگ و ميدوشم
                                     ميارم ماه و تو خونه
                                              مي گيرم باد و نشونه
                                                     همه خاک زمينو
                                                            مي شمُرم دونه به دونه
                                                                اگه چشمات  بگن آره
                                                                هيچ کدوم کاري نداره 
                                                              دنيارو کولم ميگيرم
                                                     روزي صد دفعه مي ميرم
                                              ميکَنم ستاره هارو
                                     جلوي چشات ميگيرم
                           چشات حرمت زمينه
                     يه قشنگ نازنينه
           تو اگه بخواي نذارم
     هيچ کسي تورو ببينه
 اگه چشمات بگن آره
 هيچ کدوم کاري نداره
        چشم ماه و در ميارم
                يه نورده بون ميذارم
                       عکس چشمت و ميگيرم
                               جاي چشم اون ميذارم
                                        آفتاب و بَرِش ميدارم
                                               واسه چشمات در ميذارم
                                                      از چشات آينه ميسازم
                                                              با خودم برات ميارم
                                                                 اگه چشمات بگن آره
                                                                هيچ کدوم کاري نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط محمد | 
 

I LOVE YOU

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط محمد | 


* مي خواهم از تو بشنوم *


مي خواهمت سرود بت بذله گوي من
 روي لبش شکفت گل آرزوي من
 خنديد آسمان و فروريخت آفتاب
 در ديده اميدم باران روشني
جوشيد اشک شادي ازين پرتو افکني
بخشيد تازگي به گل گلشن شباب
مي خواهمت شنفتم و پنداشتم که اوست
پنداشتم که مژده آن صبح روشن است
 پنداشتم که نغمه گم گشته من است
 پنداشتم که شاهد گمنام آرزوست
خواب فريب باز ز لالايي اميد
 در چشم آزمايش من آشيانه ساخت
ناي اميد باز نواي هوس نواخت
باز براي بوسه دل خواهشم تپيد
 مي خواهمت شنفتم و دنبال اين سرود
 رفتم به آسمان فروزنده خيال
 ديدم چو بازگشتم ازين ره شکسته بال
اين نغمه آه نغمه ساز فريب بود
مي خواهمت بگو و دگرباره ام بسوز
 در شعله فريب دم دلنشين خويش
 تا نوکم اميد شکيب آفرين خويش
 آري تو هم بگو که درين حسرتم هنوز
پايان اين فسانه ناگفته تو را
 نيرنگ اين شکوفه نشکفته تو را
 مي دانم و هنوز ز افسون آرزو
 در دامن سراب فريبننده اميد
 در جست و جوي مستي اين جام ناپديد
 مي خواهم از تو بشنوم اي دلربا بگو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط محمد | 


* ديوار*


پشت اين کوه بلند 
      لب درياي کبود 
              دختري بود که من
                      سخت مي خواستمش
                 و تو گويي که گلي
        آفريده شده بود
 که منش دوست بدارم پرشور
        و مرا دوست بدارد شيرين
                 و شما مي دانيد
                       آه اي اخترکان خاموش
                 که چه خوش دل بوديم 
        من و او مست شکر خواب اميد
                 و چه خوشبختي پاک
                       در نگاه من و او مي خنديد
                 وينک اي دخترکان غماز
        گر نه لاليد و نه گنگ
بگشاييد زبان
         و بگوييد که از يک بهتان
                چون شد اين چشمه غبار آلوده
                        و ميان من و او
                               اينک اين دشت بزرگ
                        اينک اين راه دراز
               اينک اين کوه بلند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط محمد |