تبليغاتX
در حسرت دیدار تو آوارترینم ...
سلام

امروز واستون چند تا عکس عشقولانه و زیبا در

سایز بزرگ گذاشتم.امیدوارم که لذت ببرید.

 

عکسها از ایناستنبینی ضرر کردی

 

 

روی لینکها کلیک کنید و حالشو ببرید....

 

عکس 1                                        عکس 2

عکس 3                    عکس 4

عکس 5                    عکس 6

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط محمد | 
سلام

بعد از اینهمه وقت نیومدن .امدم بگم که شاید فعلا نتونم وبلاگ رو ادامه بدم؛آخه ۲۰ روز هست که بابام سکته کرده؛سمت راست بدنش از کار افتاده و حرف هم نمیزنه ازتون خواهش میکنم واسه بابام دعا کنید

ارادتمند شما محمد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط محمد | 


عيد قربان ،روز بندگی وبخشودگي مبارکباد

 

عید قربان

 

**********

انشاالله که شب يلداي بيادماندني داشته باشيد

 

شب یلدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط محمد | 

سلام دوستای عزیز

امروز شاید یکی از بهترین روزهای زندگی من بود

آخه امروز تو دانشگاه  واسه عمره دانشجویی قرعه کشی کردن

و اسم من برای حج عمره  بیرون اومدوایشالله که قسمت شما هم بشه

 

خیلی خوشحالم اونقدر که باید جای من باشین تا حسش کنید 

 

<<<ممنونم خدا جونم>>>

 
منزلي در دوردست
منزلي در دوردستي هست بي شک هر مسافر را
اينچنين دانسته بودم ، وين چنين دانم
ليک
اي ندانم چون و چند ! اي دور
تو بسا کاراسته باشي به اييني که دلخواه ست
دانم اين که بايدم سوي تو آمد ، ليک
کاش اين را نيز مي دانستم ، اي نشناخته منزل
که از اين بيغوله تا آنجا کدامين راه
يا کدام است آن که بيراه ست
اي برايم ، نه برايم ساخته منزل
نيز مي دانستم اين را ، کاش
که به سوي تو چها مي بايدم آورد
دانم اي دور عزيز !‌ اين نيک مي داني
من پياده ي ناتوان تو دور و ديگر وقت بيگاه ست
کاش مي دانستم اين را نيز
که براي من تو در آنجا چها داري
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
مي توانم ديد
از حريفان نازنيني که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادي به او سهمي توان بخشيد ؟
شب که مي ايد چراغي هست ؟
من نمي گويم بهاران ، شاخه اي گل در يکي گلدان
يا چو ابر اندهان باريد ، دل شد تيره و لبريز
ز آشنايي غمگسار آنجا سراغي هست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط محمد | 

(¯`·-_• توجه!!توجه •_-·´¯)

 

یه شعر براتون می زارم.این شعر رو سید عبدالواحد سجادی(بچه لامرده) برای من سروده.همین جا هم ازش تشکر میکنم.شما میتونید با گذاشتن  حرف اول هر بیت رو کنار هم اسم و فامیل منو بدونید یه معما کوچولو بیشتر نیست .میتونید حلش کنید.....

تقدیم به تو

من کیم دلداده روی توام                                        

                        عاشقم پایبند گیسوی توام

 

حرفهایم صحبت فردای ماست                                 

                        صحبت آینده دنیای ماست

 

من کیم تنها در این شهر غریب                                 

                     طعمه افسونگران پر فریب

 

در دلم غم آمده تا جا کند                                        

                       بی گمان غم آمده ماوا کند

 

صحبت من صحبت امروز نیست                             

          صحبت یک شب و یا یک روز نیست

                   

     فرصت ما چون بهاران می رود                               

                اندک اندک روزگاران می رود

 

راه ما پرپیچ و غم پر ماجراست                               

                  گر بجنبی زندگی از آن ماست

 

یار شوبا من بیا یاری بکن                                      

                   سوختم از بی کسی کاری بکن

                                 

                                                                               سید عبدالواحد سجادی

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط محمد | 

 

صدا

 

در آنجا ،بر فراز قله كوه

دو پايم خسته از رنج دويدن

به خود گفتم كه در اين اوج ديگر

صدايم را خدا خواهد شنيدن

 

به سوي ابرهاي تيره پر زد

نگاه روشن اميدوارم

ز دل فرياد كردم:كاي خداوند

من او را دوست دارم،دوست دارم

 

صدايم رفت تا اعماق ظلمت

بهم زد خواب شوم اختران را

غبار آلوده و بيتاب كوبيد

در زرين قصر آسمان را

 

ملايك با هزاران دست كوچك

كلون سخت سنگين را كشيدند

ز توفان صداي بي شكيبم

به خود لرزيده،در ابري خزيدند

 

ستونها همچو ماران پيچ در پيچ

درختان در مه سبزي شناور

صدليم پيكرش را شستشو داد

ز خاك ره،درون حوض كوثر

 

خدا در خواب رويا بار خود بود

به زير پلكها،پنهان نگاهش

صدايم رفت و با اندوه ناليد

ميان پرده هاي خوابگاهش

 

ولي آن پلكهاي نقره آلود

دريغا تا سحرگه بسته بودند

سبك چون گوش ماهيهاي ساحل

به روي ديده اش بنشسته بودند

 

صدا،صد بار نوميدانه برخاست

كه عاصي گردد و بر وي بتازد

صدا مي خواست تا با پنجه خشم

حرير خواب او را پاره سازد

 

صدا فرياد مي زد از سر درد:

بهم كي ريزد اين خواب طلايي؟

من اينجا تشنه يك جرعه مهر

تو آنجا خفته بر تخت خدايي!!

 

مگر چندان تواند اوج گيرد

صدايي دردمند و محنت آلود؟

چو صبح تازه از ره باز آمد

صدايم از صدا ديگر تهي بود

 

ولي اينجا به سوي آسمانهاست

هنوز اين ديده اميدوارم

خدايا اين صدا را مي شناسي؟

من او را دوست دارم،دوست دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط محمد | 

(به خاطر بزرگ بودن عکسها کمی صبر کنید)

اینم ۲تا عکس از  خودم و دوست عزیزم آقا احسان 

(سمت راستی منم و سمت چپی احسان جون)

(۱)

(۲)

(سمت راستی احسان جون و سمت چپی خودم )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط محمد | 

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط محمد | 
 

بعدها

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد:

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبارآلود و دور

يا خزاني خالي از فرياد و شور

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد:

روزي از اين تلخ و شيرين روزها

روز پوچي همچو روزان دگر

سايه ايي ز امروزها،ديروزها

 

ديدگانم همچو دالانهاي تار

گونه هايم همچو مرمرهاي سرد

ناگهان خوابي مرا خواهد ربود

من تهي خواهم شد از فرياد درد

 

مي خزند آرام روي دفترم

دستهايم فارغ از افسون شعر

ياد مي آرم كه در دستان من

روزگاري شعله مي زد خون شعر

 

خاك مي خواند مرا هر دم به خويش

مي رسند از ره كه در خاكم نهند

آه شايد عاشقانم نيمه شب

گل بروي گور غمناكم نهند

 

بعد من ناگه به يكسو مي روند

پرده هاي تيره دنياي من

چشمهاي ناشناسي مي خزند

روي كاغذها و دفترهاي من

 

در اتاق كوچكم پا مي نهد

بعد من،با ياد من بيگانه ايي

در بر آيينه مي ماند بجاي

تار مويي،نقش دستي،شانه ايي

 

مي رهم از خويش و مي مانم ز خويش

هر چه بر جا مانده ويران ميشود

روح من چون بادبان قايقي

در افقها دور و پنهان مي شود

 

مي شتابند از پي هم بي شكيب

روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ايي

خيره مي ماند به چشم راهها

 

ليك ديگر پيكر سرد مرا

مي فشارد خاك دامنگير خاك!

بي تو،دور از ضربه هاي قلب تو

قلب من مي پوسد آنجا زير خاك

 

بعدها نام مرا باران و باد

نرم مي شويند از رخسار سنگ

گور من گمنام مي ماند به راه

فارغ از افسانه هاي نام ننگ

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط محمد | 

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت مي گم
بي تو دارم کم ميارم
بهت نگفتم تاحالا
که بدجوري عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت مي گم

داري کجا ها مي کشي
با اين دل در به در و
قشنگ مهربون من
اينجوري از پيشم نرو

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اينکه چقد آرزومه
پيش چشات کم نيارم

دلم مي خواد باور کني
از ته دل مي خوام تو رو
وقتي مي گم بمون , بمون
وقتي مي گم نرو , نرو

بري هزار سالم بشه
چشم انتظارت مي مونم
بازم براي دل تو
ترانه هامو مي خونم
خودت مي دوني که تورو
از دل و از جون ميخوامت
ليلي عشق من شدي
من مثه مجنون مي خوامت

بهت نگفتم تا حالا
اينکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت مي گم
بي تو دارم کم ميارم

بهت نگفتم تا حالا
که بد جوري عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت مي گم

دلم مي خواد باور کني
از ته دل مي خوام تو رو
وقتي مي گم بمون , بمون
وقتي مي گم نرو , نرو
                  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط محمد | 

حرفهای من

وقتی خدا بخواد یه چیزی رو از بندش بگیر هر زمان میتونه این کارو انجام بده واگه بخواد به بندش یه چیزی رو عطا کنه‌ اگه کل جهان هم مخالف باشن اونو حتماُ بهش میده و هیچکس هم نمی تونه دخالتی داشته باشه.پس آدم باید همیشه توکلش به خدا باشه

این حرفا که دارم مینویسم واسه اینه که بگم اگه اون(خدا)بخواد؛آسمون هم به زمین بیاد بازهم اون کار انجام میشه

این حرفا رو که نوشتم از ذهنیت و حرفهای دل خودمه و شاید آدمهای زیادی با این مخالف یا موافق باشن

.

.

.

.

مسخره است حرفام نه؟؟؟؟

اینم یه جور درد و دل کردن یا خالی شدن از غم و غصه است

.

.

.



(۱)
 مهم نيست فردا کجايي مهم اينه هر جا هستي دوستت دارم

مهم نسيت تا ابد با هم نباشيم مهم اينه تا ابد دوستت دارم

مهم نيست قسمت چي ميشه مهم اينه قسمت شد دوستت داشته باشم


(۲)

ميدوني فرق توبا عشق چيه؟اون كلمه است تومعني اوني

ميدوني فرق توبازندگي چيه؟اون اجباره ولي تودليل اوني

ميدوني فرق توبا گل چيه؟اون گياهه ولي توعطر اوني

ميدوني فرق توباشعر چيه؟اون نوشته است ولي توتعبير اوني


(۳)


چه زيباست:

            بخاطر تو زيستن

                                 براي تو ماندن

                                                 به پاي تو سوختن

وچه تلخ و غم انگيز است:

                     دور از تو بودن

براي تو گريستن

                                                به عشق و دنياي تو نرسيدن

.

.

.

اي کاش ميدونستي مهربونم بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چقدر بی تحمل


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط محمد | 

میخوام سرمو روی شونه َت بزارم (...... جونم) و زار زار گریه کنم.تو هم فقط ساکت باشی وبزاری سیر گریه کنم.بزاری اشکام بریزن و بریزین و... تا تموم شن.تا دیگه غده ی سرطانی ِ بغض ،بیخ این گلوی صاحب مرده رو ول کنه.تا غم و غصه ،دست از سرم برداره.تا خستگی  ِ روزمرگی منو رها کنه.تا زندگی سراسر تکراریم به پایان برسه و من بمیرم و رها بشم توی آسمون خدا وبخندم و بگم وشاد باشم مثه مرغای دریایی.تا برای همیشه از بودن در جایی که غم وغصه بهش راه نداره لذت ببرم.تا نبینم که با نداری وبیچارگیم ،دارم یه نفردیگه رو عذاب میدم.رها بشم.رها ...رها..

نمی دونم چی کار کنم دوست دارم بنویسم و دوست دارم ننویسم. ولی اولی خیلی منو آرامش میده پس مینویسم برات(......جونم)

 

روزای بی خاطره من یکی یکی سپری میشن.این چند وقتا اتفاقاتی میوفته که خیلی بهم میریزم.تا ۱ دقیقه دیگه هیچ چیز معلوم نیست همه دست اون بالاییس هر چی اون بخواد.زندگی خیلی سخته.نون درآوردن سخته.راضی نگه داشتن همه سخته.هرطرف رو بخوای درست کنی ،یه طرف ناراضیه.میای ابرو رو درست کنی،میزنه چشم کور میشه.گرچه اگه بخوام واقع بین باشم،باید اعتراف کنم که خدا همیشه از دربسته بامن ارتباط برقرار میکنه.خدا میگه یه قدم تو بیا طرف من،تا من ده قدم بیام طرف تو.همیشه از جایی که انتظار نداری بهت میرسه.این خیلی قشنگه. راستش من ناشکر نیستم.اما کارام تا آخر خوب پیش نمیره.شاید یکی مدام گره تو کارم میندازه.شایدم چشم می خورم.البته به این دومی اعتقاد زیادی  دارم.ولی اولی احتمالش زیادتره....

دیروز سرم خیلی درد میکرد.اما الآن دردم چیزه دیگه ایه.الآن ناراحتیم از عشقم(.......)است.اینکه عزیزه دلم ناراحته وداره غصه میخوره .اونکه هروقت خودشو خندون نشون بده،دقیقا ً دراوج ناراحتیه.منم از ناراحتیش ناراحتم.باید با دوستات باشی وباهم بگین بخندین وشاد باشی ،موافقم  و بهت توصیه میکنم این کارا رو بکن و یه مدت رو خوش بگذرون ،تا ازاین حال و هوا دربیایی.برات خوبه.درس خوندنم مختاری.میخوای بخون و موجب سربلندی من بشو.می خوای نخون وحرف منو بزاره زمین.تصمیم با خودته.

دلم میخواد زمین دهن باز کنه ومن برم توش ،تا دیگه غم وناراحتی (....) رو نبینم.تا نبینم که میگه دلش پره تا دیگه نبینم که دلش شکسته.تا دیگه نبینم که میگه انگیزه وامیدشو نداره تا ادامه بده.تا نبینم که میگه صبر نداره وتاب نمیاره.تا نبینم که گله گذاری میکنه از اوضاع و شرایط.البته این یه درد و دله.جنبه شکایت نداره.علی رغم اینکه عزیز دلم هم حق داره واگه برای من شکایت نکنه،پیش کی بره تا سفره دلش رو باز کنه. کاش زمین دهن واکنه و منو ببلعه تا همه از دست من راحت بشن... .کاش... .کاش ... .

 

به قول یارو که میگه:

قشنگیای آسمون اگر به قرص ماهشه

تموم غصه و غمش از شبای سیاهشه

منم تموم دلخوشیم به چشمون سیاهشه

تموم دلواپسی هام دیدن اشک و آهشه

 

نکنه بگی من کم تحمل شدم وزود رنج !!! که مجبور میشم بگم ،راس میگی.شاید بگی دیونه شدم و روانی و خیلی تغییر کردم ولی با خودم میگم اگه آدما از اتفاقات زندگی باخبر می شدن چی میشد؟دیگه تورو ناراحت نمیکردم

دیگه به خودم اجازه نمیدادم که بگم تو دلم چی میگذره و تو دلم دفنش میکردم و تو رو ناراحت نمیکردم کاش....کاش........

باید بسوزم و بسازم تا وقتی که از این دنیا راحت بشم......

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط محمد | 

واست چند تا اس ام اس و مطلب گداشتم امیدوارم خوشت بیاد 

 

تقدیمبهتوکهبرایمنبهترینومهربونترینو....

واسههمیشه

 

 

 

۱)مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 
۲) اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن ... اگر کسی را دوست داری خردش نکن ... اگر دستی را گرفتی رهایش نکن ... مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند ...
 
۳)تو یک دونه ای اگه ۲ تا بودی میذاشتمت رو چشمام ... حالا که یک دونه ای میذارمت تو قلبم ...
 
 
۴)دیشب خواستم واسه ی دل خودم فال بگیرم ... وقتی فالنامه رو باز کردم ... چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت... تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست ....!!!
 
۵)بیا "قایم باشک" بازی کنیم و در پی یکدیگر بگردیم ... اگر در دلم پنهان شوی ... یافتنت برایم دشوار نیست ... ولی اگر در لاک خویش پنهان شوی ... تلاش دیگران برای یافتنت بیهوده خواهد بود ... !!!
  

۶)می تونی تصور کنی با هم لب دریا نشستیم ؟ می تونی تصور کنی که با هم به یک سفر طولانی میریم از جنگل تا دریا می تونی تصور کنی که تو یه شب بارونی شونه به شونه با هم قدم می زنیم ... اما همه ی اینا رو هم که بتونی تصور کنی ... نمی تونی تصور کنی که اشپزی با "تک ماکارون"چقدر راحته !!
 
 
۷)عشق فراموش کردنی نیست بلکه بخشیدنی است ... عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است  ... عشق دیدنی نیست بلکه احساس کردنی است ... عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست ... بلکه عشق صبر داشتن و ادامه دادن است ...
 
 
۸)به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمی مرا ندارند ... به اسمان گفتم پاکی ات را به من بده گفت چشمانش پاکی مرا ندارند ... از دریا بزرگی و ارامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه ی اقیانوس است ...و ارامشت نیز در مقابل دستان گرمت پاکی نگاهت و بزرگی و ارامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم کنم جز قلبی که به عشق تو می تپد ....
 
 
۹)بچه ها به ۵ دلیل دوست داشتنی هستند : ۱- گریه می کنند چون گریه کلید بهشته . ۲ - قهر که می کنند زود اشتی می کنند چون کینه ندارند . ۳- چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند . ۴- با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند . ۵- خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون ارزوهای دراز ندارند ...
 
 
۱۰)کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم ... کاشکی کیبوردت بودم تا همیشه زیر انگشتات بودم ...کاشکی هدفونت بودم که همیشه در گوشت بودم ...کاشکی موست بودم که همیشه تو مشتت بودم ...کاشکی پسوردت بودم که همیشه توی فکرت بودم .... !!!
 
 
۱۱)اگر دبیر ریاضی بودم ثابت می کردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد ...اگر دبیر شیمی بودم اسمت رو در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود ... اگر دبیر دینی بودم می دونستم که بعد از خدا تو رو می پرستم ... اگر دبیر جغرافی بودم می دونستم که خوش اب و هواترین منطقه اغوش گرم توست ... اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی می گفتم I LOVE YOU...
 
 
۱۲)دقت کردی همه ی چیزای خوب خانم اند : خورشید خانم .... مهتاب خانم ... پروانه خانم ... و همه ی چیزای بد آقا هستن ... !! ... اقا دزده ... اقا سگه ... اقا گرگه ... !!!
 
 
۱۳)گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ ... گفتمش دل مال تو ...تنها بخند ... خنده کرد و دل ز دستانم ربود ... تا به خود باز امدم او رفته بود ...دل ز دستش روی خاک افتاده بود ...جای پایش روی دل جا مانده بود ......... !!!
 
 
۱۴)گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند ... !!!

 

۱۵)روي يک طاقچه سنگي       ميون دو قاب رنگي بودن
 من و تو با هم داره         تصوير قشنگي عکس تو
تو قاب خاتم در                  حصار خالي از غم
 حتي در مرگ تن من             نمي گيره رنگ ماتم

 

۱۶)بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم

 

۱۷)وقتي که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نايابيست به چه کسي بايد گفت: با تو خوشبخت ترين انسانم!؟؟

 

۱۸)ميخوام به سردي شبهام بخندم... ميخوام به پوچي فردام بخندم... وقتي ميبينمت با ديگروني... تو اوج گريه هام ميخوام بخندم... ميخوام داد بزنم تنهاي تنهام... ميخوام وقتي ميگم تنهام بخندم

 

۱۹)زير پلکت سايه بانم ميدهي؟ سوختم آيا پناهم ميدهي؟ آتشي افتاده بر جان و دلم ، قطره آبي بر لبانم ميدهي؟ ميهمان جان جانان گر شوم ، ميزباني را نشانم ميدهي؟ تا بياسايم دمي در پاي عشق ، زير چترت سرپناهم ميدهي؟ اي جواب پرسش بي پاسخم ، عشق را آيا نشانم ميدهي؟ رو مگردان نازنين با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات يک بوسه گاهم ميدهي؟

 

۲۰)اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود

 
 
۲۱)زماني که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود ، به قله کوه که رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم.

  

۲۲)من آهنگ غريب روزگارم ، غمي در انتهاي سينه دارم ، تمام هستيم يک قلب پاک است ، که آن را زير پايت مي گذارم ...

  

 ۲۳)بهترين مترجم کسيست که سکوت را ترجمه کند

 

۲۴)ميدوزم

شادي را به غم

زياد را به كم

درخت را به ريشه

گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان

زمين را به كهكشان

كهنه را به نو

و

.

.

.

خودم را به تو...

  

۲۵)کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

۲۶)در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد .

 

۲۷)عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري

 
 
۲۸)اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

 

۲۹)گفت : عاشقي مرد ، بيا به يادش لحظه اي سکوت کنيم . گفتم : اگر بخواهيم براي عاشقان سکوت کنيم ، بايد عمري را ساکت باشيم ...

  

۳۰)کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

  

۳۱)براي دل افتاده يه اتفاق ساده ، به سادگي دل من دل به دل به تو داده

  

۳۲)انتظار مثل دريا مي مونه هر چقدر جلوتر ميري عميقتر ميشه

 
 
۳۳)بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمد | 

برای اینکه بدونی چقدر از موبایلت استفاده کردی اینو ببین

 

 

یا اینکه...

از اینجا می تونی قبض موبایلت رو ببینی

 اینجا کلیک کن

**********

الان می خوام چندتا اس ام اس برات بزارم امیدوارم که خوشت بیاد

(۱)

به حساب بانکي شما میليونها بوسه عشق

 واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي

 از طريق مهر کارت برداشت نمائيد

*********

(۲)
پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسيد:

 من به او خنديدم، کمي آزرده و حيرت زده گفت : روي ديوار درختان ديدم ،

 باز هم خنديدم ، گفت مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينا ميداد؟

آنقدر خنده ورم داشت که طفلک ترسيد ، بغلش کردم و بوسيدم و گفتم :

 آن زمان که باران بي وقفه عشق ، سقف کوتاه دلت را خم کرد ،

 خواهي فهميد پنج وارونه چه معنا دارد. . .

**********

(۳)

کاش مي شد اشک را تهديد کرد                مدت لبخند را تمديد کرد

کاش مي شد در ميان لحظه ها               لحظه ي ديدار را نزديک کرد

 **********

(۴)

زندگي زيباست،نه در رويا...

                                     بوسه زيباست،نه براي هوس...

 پرنده زيباست،نه براي قفس...

                                    دوست داشتن زيباست،نه براي لمس کردن...

براي حس کردن با کسي زندگي نکن که با اون بتوني زندگي کني

با کسي زندگي کن که بدون اون نتوني زندگي کني

**********

(۵)

تا حالا كفشاتو نگاه كردي ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه كه بي هم مي ميرن

با هم خاكي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن

 كاش آدما هم 1كم از كفشاشون ياد بگيرن

**********

(۶)

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد.

 بيدار باش من با سبدي پر از بو سه مي آيم و آن را قبل از چيدن

ستاره هاي قلبت روي گونه هايت مي كارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

**********
 (۷)
 موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد

 امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره

 اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه

**********
(۸) 
خواستي قاتل بشي همه رو بكش، چون اگه يه نفرم زنده بگذاري مي آد

 و انتقام بقيه رو ازت مي گيره... اگه خواستي عاشق بشي، صبر كن

 تا خود طرف اينو بفهمه چون اگه تو بهش بگي بهت مي گه

 لوس احمق نفهم... اگه خواستي پولدار بشي حتما از راه خلاف

 وارد شو چون اينجوري هيچ چي بهت نميدن... اگه خواستي

دوست دختر پيدا كني يه كم خوشتيپ باش، يه كم خرج كن

يه كم خر شو!!! يه كم بوس كن!!!...

 و بالاخره اگه خواستي علاف بشي يه بار ديگه از اول بخون

**********

(۹)
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش

 اگه گوشات پرسيد بگو نشنيدم 

 اگه دستات لرزيد بگو مال سرماست

اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه

اما اگه دلت ريخت بهم به خودت دروغ نگو

**********

(۱۰)

براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم

 اولي كوه وفا دومي كوه صداقت سومي.......

 كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

********** 

(۱۱)

ازم پرسيدی منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟؟؟؟؟

خوب منم راستشو گفتم و گفتم زندگيمو نپرسيدی چرا!!!!!!

گريه کردی و رفتی اما نميدونستی که زندگي من تو هستی

**********

(۱۲)
يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه:

 که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم،

 بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين

**********

(۱۳)
به ترکه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . .

مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل

**********

(۱۴)
گه كسي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده

و نگاهت ميكنه بدون براش مهمي....... اگه كسي رو ديدي كه

 وقتي داري مي افتي بر مي گرده و با عجله مياد به طرفت

بدون براش عزيزي........ اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري ميخندي

 بر مي گرده و نگاهت ميكنه بدون براش قشنگي......... اگه كسي

 رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني مياد باهات اشك ميريزه

 بدون دوستت داره........ و اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري

با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه بدون عاشقته

**********
(۱۵)
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش.

 شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و

 از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن.

چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

**********

Age Ye shab ba ham Raftim Biron sardam shod !! Ye Lab . . . . . Ye Lab . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . Ye Labu Baram Mikhari ?

**********

(۱۶)

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

 وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟

وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

 چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست

**********

(۱۷)
ببين عزيز دلم پاشو............ .اگه پا نشي قهر ميکنما............ ......... ....خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي............ .......افرين عزيزم............ ....حالا که پاشدي ماچم کن بگير بخواب
 **********

(۱۸)

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب

چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش

که هميشه بالاي سرش باشي

**********

(۱۹)

 بردي دل من از تو آن ميخواهم
وز گمشده ي خويش نشان ميخواهم
سر مصرع هر بيت تو حرفي بردار
هر آنچه که شد از تو آن ميخواهم

**********
(۲۰)

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني 

چون من توي آبم... آب جواب داد

 اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

**********
خیلی دوست دارم 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط محمد | 

 

ع.ش.ق

علاقه.شدید.قلبی

 

       عشق شناسي ِ خودماني
 
 
               هيچ واژه اي برايم مقدس نيست،جز عشق و آزادي.
 
عشق يعني لبخند زدن
                                  عشق يعني غم  ِ دل به دوست گفتن!
عشق يعني درد  ِ دل كردن
                                  عشق يعني لبخند زدن براي يك دوست
عشق يعني خنديدن!
                                  عشق يعني راحت خنديدن!
عشق يعني شاد بودن
                                  عشق يعني راحت شاد شدن
عشق يعني شاد كردن ِ ديگران
                                  عشق يعني بخشش
عشق يعني لذت بردن از بخشش
                                  عشق يعني لذت بردن از زندگي
عشق يعني عيش و نوش
                                  عشق يعني گذشت
عشق يعني فراموش كردن
                                  عشق يعني ساده بودن
عشق يعني مهرباني
                                  عشق يعني برخورد دوستانه و صميمانه
عشق
يعني محبت
                                  عشق يعني زندگي را سخت نگرفتن
عشق يعني حرص نخوردن
                                  عشق يعني گاهي اشك ريختن
عشق يعني با احساس بودن
                                  عشق يعني لذت بردن از زيبايي
عشق يعني زير باران خيس شدن و لذت بردن
                                  عشق يعني راحت و آزاد بودن
عشق يعني منفعت طلب نبودن
                                  عشق يعني در حال بودن
عشق يعني برنامه ريزي نكردن!
                                  عشق يعني بي هدف بودن!
عشق يعني بهانه نگرفتن
                                  عشق يعني رك بودن
عشق يعني خود بودن
                                  عشق يعني به دروغ خود اعتراف كردن
عشق يعني خوش بودن و تلاش براي خوشي
                                  عشق يعني دوستان رو فراموش نكردن
عشق يعني از دوستي يادي كردن
                                  عشق يعني فريب ندادن
عشق يعني وابسته نبودن
                                 عشق يعني كسي نبودن و كسي بودن!
عشق يعني چيزي نبودن و چيزي بودن!
                                 عشق يعني دلداري دادن
عشق يعني بي رحم نبودن
                                 عشق يعني خودخواه نبودن
عشق يعني پرتوقع نبودن
                                 عشق يعني حق شناس بودن
عشق يعني قدرشناس بودن
                         &nbs