![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستای عزیز امروز شاید یکی از بهترین روزهای زندگی من بود آخه امروز تو دانشگاه واسه عمره دانشجویی قرعه کشی کردن و اسم من برای حج عمره بیرون اومدوایشالله که قسمت شما هم بشه
خیلی خوشحالم اونقدر که باید جای من باشین تا حسش کنید
<<<ممنونم خدا جونم>>> |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط محمد |
|
|
(¯`·-_• توجه!!توجه •_-·´¯)
یه شعر براتون می زارم.این شعر رو سید عبدالواحد سجادی(بچه لامرده) تقدیم به تو من کیم دلداده روی توام عاشقم پایبند گیسوی توام حرفهایم صحبت فردای ماست صحبت آینده دنیای ماست
من کیم تنها در این شهر غریب طعمه افسونگران پر فریب در دلم غم آمده تا جا کند بی گمان غم آمده ماوا کند صحبت من صحبت امروز نیست صحبت یک شب و یا یک روز نیست
فرصت ما چون بهاران می رود اندک اندک روزگاران می رود راه ما پرپیچ و غم پر ماجراست گر بجنبی زندگی از آن ماست یار شوبا من بیا یاری بکن سوختم از بی کسی کاری بکن |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط محمد |
|
|
صدا
در آنجا ،بر فراز قله كوه دو پايم خسته از رنج دويدن به خود گفتم كه در اين اوج ديگر صدايم را خدا خواهد شنيدن
به سوي ابرهاي تيره پر زد نگاه روشن اميدوارم ز دل فرياد كردم:كاي خداوند من او را دوست دارم،دوست دارم
صدايم رفت تا اعماق ظلمت بهم زد خواب شوم اختران را غبار آلوده و بيتاب كوبيد در زرين قصر آسمان را
ملايك با هزاران دست كوچك كلون سخت سنگين را كشيدند ز توفان صداي بي شكيبم به خود لرزيده،در ابري خزيدند
ستونها همچو ماران پيچ در پيچ درختان در مه سبزي شناور صدليم پيكرش را شستشو داد ز خاك ره،درون حوض كوثر
خدا در خواب رويا بار خود بود به زير پلكها،پنهان نگاهش صدايم رفت و با اندوه ناليد ميان پرده هاي خوابگاهش
ولي آن پلكهاي نقره آلود دريغا تا سحرگه بسته بودند سبك چون گوش ماهيهاي ساحل به روي ديده اش بنشسته بودند
صدا،صد بار نوميدانه برخاست كه عاصي گردد و بر وي بتازد صدا مي خواست تا با پنجه خشم حرير خواب او را پاره سازد
صدا فرياد مي زد از سر درد: بهم كي ريزد اين خواب طلايي؟ من اينجا تشنه يك جرعه مهر تو آنجا خفته بر تخت خدايي!!
مگر چندان تواند اوج گيرد صدايي دردمند و محنت آلود؟ چو صبح تازه از ره باز آمد صدايم از صدا ديگر تهي بود
ولي اينجا به سوي آسمانهاست هنوز اين ديده اميدوارم خدايا اين صدا را مي شناسي؟ من او را دوست دارم،دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا رو باید در مورد وبلاگم توضیح بدم ولی اول خودم رو معرفی می کنم.محمد هستم.در29 فروردین 65در شیراز به دنیا آمدم. .الان هم دانشجو سال آخر رشته مهندسی شیمی(صنایع گاز) دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامردهستم و .....
|
| پیوندهای روزانه |
|
فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 خرداد 1388 آذر 1387 شهریور 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|